معرفی خسرو سامانی. شاید این معرفی کوتاه و صمیمانه سبب رشد شما در کسب و کارتان شود.

معرفی خسرو سامانی سخنی کوتاه درباره فراز و نشیب مسیر و راهم تا به اینجاست. مسیر کودکی من در رکود شدید بمباران و جنگ گذشت. تمام روزهای کوپن و سختی بازار کسب آن روزها را به خاطر دارم. پدرم  از فعالان صنعت آموزش بود. علاوه بر تاسیس چند آموزشگاه خودش هم در رشته زبان کنکور از اساتید به نام آن دوران بود. بیشتر کودکی من تا نوجوانی در فضای آموزشی گذشت.  خیلی تصادفی با صنعت چاپ آشنا شدم و علاقه ام در طراحی گرافیک را پیدا کردم.

تحصیلات

images 1 300x140 - معرفی خسرو سامانی قطب نمای مدیران نابغه

دبیرستان، رشته ی ریاضی فیزیک درس میخواندم. به طراحی کامپیوتری خیلی علاقه داشتم. طراحی را بیشتر از درسهای خود دنبال میکردم. سال آخر دبیرستان مصادف با کنکور در کار طراحی حرفه ای شده بودم. توانایی رساندن یک کار حرفه ای از صفر تا صد را داشتم. برای آن دوران و سن و سال من بسیار کار بزرگی بود.

صنعت طراحی کامپیوتری یا گرافیک رایانه یک صنعت جدید بود. تازه در حال اوج گرفتن بود. یک نقطه عطف در کسب و کار و زندگی من بود. بخاطر زندگی ما بر اساس آموزش و کنکور، انتظار داشتند یک مهندس خوب شوم. درس را ادامه ندادم. به صراحت اعلام کردم که دانشگاه برایم مهم نیست. به سربازی رفتم. شاید خواست خداوند بود که در بدترین پادگان ایران مشغول به خدمت سربازی شدم. خیلی زود در پادگان عجب شیر متوجه شدم که تحصیلات فقط برای کار کردن نیست.

پیشرفت

شروع کردم به درس خواندن. بلافاصله بعد از سربازی به دانشگاه رفتم. گرافیک را در یکی از بهترین دانشگاه ها شروع کردم. همزمان کار هم میکردم. میتوانستم مشاغل را به تصویر بکشم. طراحی اقلام کسب و کار هم انجام میدادم. فرم های مختلف و چک لیستهای گوناگون درست میکردم. در این میان، رشته ریاضی باعث شده بود نظم و انظباط به هنر دهم. کارهای مرتبی بیرون دهم. اینها باعث شد مورد مشورت بسیاری از دوستان و آشنایان قرار گیرم. آنگاه طراحی تبلیغات و طراحی های روند اداری کسب و کارهای کوچیک و بزرگشان را انجام دهم .

شروع کار حرفه ای

از آموزشگاه های بسیار قوی آن دوران که برگزار کننده آزمون و کلاسهای کنکور بود با من قراردادی بست. اینکه تبلیغاتش را برای تمام آموزشگاه ها طراحی و چاپ کنم و در شهر توزیع کنم. اینجا یک شبکه توزیع تبلیغات به روش خودم راه اندازی کردم. هنوز بیست ساله بودم. باید روزانه با صدها نفر تراکت پخش کن و دکه های روزنامه فروشی و غیره سر و کله میزدم. جلوی کلک زدن آنها را میگرفتم. علاوه بر این کار طراحی و چاپ را هم انجام میدادم. بازار آن روزها بازار آسانی بود. اینکه قراردادی با همشهری داشته باشی و در روز یکی دو کادر آگهی زده شود کافی بود. مشتری های خود را پیدا میکردی. برای خودت کسب و کار قابل قبولی رقم میزدی.

یک ضربه بزرگ

کار تبلیغات آموزشگاه سودآور بود. تمام وقتم را پر میکرد. خودم را تک مشتری کردم. تبلیغاتم را کاملا قطع کردم و جواب مشتری های موردی را نمیدادم. این یک ضربه بزرگ برایم بود. تک مشتری شده بودم. مدیری که کارها را با من انجام میداد به یک کشور خارجی مهاجرت کرد. مدیر جدید تمایل داشت با اقوام خودش کار کند. آدمی که چند سال خیلی شلوغ کار کرده حالا هیچ کاری برای انجام دادن ندارد. حس خوبی نبود.

پشتکار

images - معرفی خسرو سامانی قطب نمای مدیران نابغه

دوباره شروع کردم به آگهی دادن و تماس گرفتن. بازار خودم را سرپا کردم. طول کشید. بازار سخت و رقابت سنگین تر شده بود. بسیاری سرمایه های زیادی در این کار گذاشته بودند. طبیعتا وقتی سرمایه های کلان وارد شود تا مدتی کار کردن بسیار سخت میشود. از اینجا اتفاقات دیگری هم در صنعت چاپ و طراحی افتاد. حال پل میزنم به بخشی که مربوط به حوزه تخصصی آرایشگاه ها میشود.

شاید خاطرات جزئیتر را بعدا در یاد داشتهای دیگری بنویسم.

داستان آرایشگاه

barber shop 688 300x143 - معرفی خسرو سامانی قطب نمای مدیران نابغه

شاید در معرفی خسرو سامانی جای این باشد داستانی تعریف کنم. داستان شروع ارتباط کاری من در حوزه آرایشگران.

داستان آرایشگاه ها از کجا شروع شد؟!. اگر یادتان باشد در تهران  آرایشگاهی به نام خانمی بود. بیشتر بیلبوردهای شهر را گرفت. اسمی از شخصی نمیبرم. اما کسانی که در این صنف بیشتر از دوازده سال سابقه دارند تمام این ماجرا یادشان است. اسمی با نستعلیق نوشته شد. تمامی بیلبوردهای شهر را پر کرد. یک سالن آرایش با تمام محدودیتهای تبلیغاتی. نه عکسی و نه رنگی. یک زمینه سیاه و یک نوشته. اصل داستان این بود که از دارندگان بیلبورد، این بیلبوردها را کلی اجاره میکنند. به شرکتها و اشخاص مختلف میدهند. درحال ورشکستی بود. با مبلغی جزئی تمام بیلبوردهای خود را برای این خانم استفاده کرد. در واقع چه این کار را میکرد و چه نمیکرد ورشکست میشد. پس ترجیح داد به جای رای زنی با برندها این کار را کند.

شروع تبلیغات بیلبورد در صنف آرایشگران

با کمال تعجب صنف آرایشگران وارد مرحله جدیدی از تبلیغات شد. آگهی های مجله های آن دوران حرفه ای شدند. تراکت های سیاه و سفید و کارهای معمولی جای خود را به تراکتهای رنگی دادند. تیزر،‌ بیلبورد،‌ بروشور و انواع تبلیغات حرفه ای وارد صنعت زیبایی شد. کسانی که سرمایه داشتند شروع به اجاره بیلبوردها کردند. رقابت در بعضی از نقاط شدید شده بود. طوریکه چند برابر تعرفه برای اجاره بیلبورد هزینه پرداخت میکردند. خب اینکار در نهایت جواب نمیداد. این از نظر علمی کاملا ثابت شده و قابل پیشبینی است.

تبلیغات سالن آرایش با قیمت بیلبورد در ایران همخوانی ندارد اما شوقی به این بازار وارد کرد. نه صاحب رسانه بودیم و نه بیلبورد داشتیم و نه ساخت تیزر انجام میدادیم. اما طراحی و برنامه ریزی را  خوب از دانشگاه و تجربه شبکه توزیع یاد گرفته بودم. شروع کردم به جمع کردن مشتری برنامه ریزی و تبلیغات. اثر گذاری کار ما زیاد بود. هزینه ای که باید پرداخت میشد هم نسبت به بقیه راه ها بسیار کمتر بود. مدیرانی که دوست داشتند در خرج کردن احتیاط کنند اما در رقابت حضور داشته باشند همراهم شدند. تجربه بیش از بیست سالن را از بدو تاسیس تا اوج تا تعطیل شدن را کسب کردم.

کسب تجربه

جالب اینکه بیلبوردی که تمام تهران را گرفت، نمیدانم کجاست؟!. ولی میدانم که کار نمیکنند. سالنی هم به آن نام وجود ندارد. اما خیلی از کسانی که افتخار داشتم کارشان را انجام بدهم، هستند. خیلی هم پیشرفت کردند.

حوزه جدید بازاریابی و مدیریت

download 300x145 - معرفی خسرو سامانی قطب نمای مدیران نابغه

همزمان به تحصیل غیر آکادمیک در حوزه بازاریابی و مدیریت پرداختم. در کلاسهای اساتید بنام شرکت کردم. تمام نظریه هاشان را امتحان میکردم. چون فرصت و امکان داشتم خیلی زود بازخورد کارها را روی مشتریها و کسب و کارم میدیدم. کتاب بازاریابی و مدیریتی با ارزشی نیست که در ده سال اخیر چاپ شده باشد و حداقل دوبار نخوانده باشم. این را به جرات میگویم.

حوزه مدیریت

سر و کارم با مدیران بود. میدانید که مدیریت سالن آرایش بسیار کار مشکلی است. باید جز تخصص و هنرتان حسابداری بلد باشید. بازاریابی بلد باشید. مذاکره با پرسنل و پاسخگویی به مراکز دولتی، بیمه و پیچیده گیهای صنف هم هست. رقابت عجیب با رقبا و کسانی که قیمت را خراب میکنند. دزدیده شدن مشتری توسط پرسنل. حتمن بیشتر از من شما با مشکلات مدیریت یک سالن زیبایی آشنا هستید. من تمامی مباحث علمی را خلاصه کردم. به بازاریابی و مدیریت سالنها و مراکز زیبایی تبدیل کردم. گفته هایم مبنای علمی و تجربی دارد. بعدها راجع به روتین روزانه خود و محتوای آموزشی ام که چگونه درست میشود صحبت میکنم.

اما بدانید تمام مباحث، پشتوانه قوی علمی و تجربی دارد.

خوب است در معرفی خسرو سامانی عوامل تاثیرگذار موفقیتم را بگویم.

عوامل تاثیرگذار در موفقیت

بزرگ شدن در فضای آموزشی

تجربه کار کردن برای خودم

تجربه شکست ها از زوایای مختلف در شغل

خدمات

شروع دوباره

همراهی با مدیران موفق در حوزه های مختلف

افتخار حضور در صنعت زیبایی

افتخار حضور با بزرگان صنعت زیبایی

تسلط کامل بر هنر گرافیک تبلیغاتی

کسب افتخارات در حوزه هنر گرافیک تبلیغاتی

آموزش مباحث مختلف بازاریابی

مدیریت

توسعه فردی

پیاده سازی مدیریت

توسعه فردی برای صدها نفر

آموزش دیدن مداوم

به روز بودن اطلاعات

تیم قوی تالیف در دفتر سامان

تیم قوی ترجمه در دفتر سامان

در پایان

شاید با خواندن این مطلب راغب به پیشنهاد مقاله معرفی خسرو سامانی به دوستانتان باشید. با خواندن این مقاله کوتاه کمکی باشد در جهت رشد و تلاش بیشتر.  همه و همه این امکان را برای من فراهم کرده خیلی قوی بگویم میتوانم مسیرتان در موفقیت هموارتر کنم.

بسیاری از هزینه هایی که از جمله عمر یا وقت هست را کم کنم .

بازار امروز فرصت کافی نمیدهدو هزینه ها سرسام آور شده است.

شما باید تا میتوانید جلوی اشتباه را بگیرید.

برای درج سوالات خود و دریافت پاسخ رایگان می توانید به صفحه پرسش از خسرو سامانی مراجعه کنید.

0